تبليغاتX
داستانستانی

داستانستانی

آینه‌ی انجمن داستان‌نویسی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد

ماه مثله و نقدی بر آن

درود. علی‌اصغر قائدی، دوست و شاگرد خوب و فعّال من است که کوشش بسیاری برای یاد گرفتن و فهمیدن می‌کند و روز به روز هم به‌تر می‌شود و بیش‌تر پیش‌رفت می‌کند. در راستای همین کوشش، او لطف کرده و برای یکی از داستان‌های من نقد و نظری نوشته است. کسانی که من را می‌شناسند و از جمله خود علی‌اصغر، می‌دانند که در مسائل علمی و نقد و نظر، صاف و پوست‌کنده و رک، نظرم را می‌گویم و دوستی و ارادت، مانع این مهم نمی‌شود. راستش من به عنوان نویسنده‌ی این داستان، چندان موافق حرف‌های آقای قائدی نیستم و معتقدم می‌شد راحت‌تر با این کار برخورد کرد و نیازی هم به متوسّل شدن به فلسفه و به ویژه اصطلاحات آن نبود! امّا چه باک؟! مگر قرار است من با هر نظری که درباره‌ی نوشته‌ام می‌دهند، موافق باشم؟! همین که ایشان زحمت کشیده و برای داستانم نظرگاهش را نوشته، بسی جای قدردانی دارد، امّا چون به هر حال این نقد در وبلاگی که زیر نظر من اداره می‌شود، می‌آید، نوشتن این یادداشت را لازم دانستم و بس. چیزهایی نیز در بین [ ] آورده‌ام که می‌شد نیاوردشان، امّا هدفم از برجسته کردن آن‌ها اوّل برای خودم و بعد برای علی‌اصغر عزیز و سپس خوانندگانِ به ویژه جوان‌تر، این است که هنگام نوشتن و نقد کردن و نظر دادن، بسیار بیش‌تر دقّت کنیم و دست کم، لوازم و شروط ابتدایی نقد را برای خود فراهم کنیم و آن گاه اقدام به نوشتن کنیم. باز هم از ایشان سپاس دارم.‏
داستان «ماه مُثله» و سپس نقد آن به قلم آقای قائدی را در ادامه‌ی مطلب بخوانید. شاد و پیروز باشید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 21:18  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

سمفونی مردگان؛ رویای صیّادی‌فرد

درود. این گزارش رویای صیّادی‌فرد از رمان سمفونی مردگان است. آن را در ادامه‌ی مطلب بخوانید ونقد کنید. آن چه در [ ] آمده، از من است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 15:39  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 19 آذرماه 88 / فرهاد خاکیان

درود. این گزارش نشست 19 آذرماه 88 از نشست داستان خانه ی هنرمندان شهرکرد است.
راستش از فرهاد بیش‌تر از این انتظار داشتم! اگر می‌خواستم گزارشش را ویرایش کنم (حصوصاً زبانی)، خیلی تغییر و تحوّل پیدا می‌کرد که هم حوصله نداشتم هم وقت و هم چیزهای دیگر! فقط اشکالات عمده را تصحیح کردم. به هر حال دستش درد نکند. ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 23:31  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 12 آذر 88 / رویای صیّادی‌فرد

درود. این گزارش نشست داستان در 12 آذر 88 است که خانم رویای صیّادی‌فرد آن را نوشته و کلّاً شیوه‌ی خوبی را در بیان رخ‌دادهای نشست در پیش گرفته است و سعی کرده گزارشش را داستانی بنویسد. من هم هر جا نکته‌ای به ذهنم رسیده، آن را در [ ] نوشته‌ام. گزارش روایی ایشان را در ادامه‌ی مطلب بخوانید و نقد کنید.‏
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:45  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست پنجم آذر 88 / شیمای مبینی

اندر بیان استاد!!!
درود بر دوستان. این گزارش خانم مبینی است از نشست پنجم آذر 88. نوشته‌ای که کسی باور نمی‌کند یک داستان‌نویس آن را نوشته باشد! و در آن از «بیان استاد» که بنده‌ی حقیر سراپا تقصیر باشم، سخنان گهرباری هم نقل شده است! آن چه در بین [ ] آمده است از من است و اغلب چیزی جز تعجّب‌های اسب آبی نیست! یعنی باز شدن دهان از تعجّب به اندازه‌ی باز شدن دهان اسب آبی! ظاهراً خانم مبینی نمی‌دانند در صفحه کلید، کلیدی هم هست که برای گذاشتن فاصله از آن استفاده می کنند!!! چون تقریباً بین هیچ کدام از حرف‌ها و کلمات نوشته‌ی ایشان، فاصله وجود نداشت و خواندن و ویرایش این نوشته برای من عذابی بس سخت بود! به هر حال باز هم از ایشان سپاس دارم و می‌خواهم که با دقّت بیش‌تر چیز! بنویسد.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید و شما هم نقد کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 14:52  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست داستان 28 آبان 88 / فرزانه‌ی بیگی

درود. این جا قرار بود گزارش خانم فرزانه‌ی بیگی از نشست داستان 28 آذر 88 بیاید ولی خب ایشان برگه‌ی یادداشتشان را گم کردند و ... .

من گفتم: هر چه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک! ایشان گفت: چه ربطی داشت؟!‏

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 14:50  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

نشست نقد ادبیات داستانی؛ احمد شاکری

درود. طبق پیامکی که از طرف دوست گرامی، احمدرضای الیاسی برایم آمده است، ظاهراً قرار است در روز یک‌شنبه 24 آبان ماه 88، ساعت15:30 بعد از ظهر ، با حضور «احمد شاکری» نشست نقد ادبیّات داستانی در سالن دبیرستان بهشتی فرّخ‌شهر برگزار شود‎. ‎از چند و چون کار خبر ویژه‌ای ندارم. به هر حال گفتم خبررسانی کنم. در این وانفسای بی‌توجّهی به ادبیّات داستانی، این هم خودش کاری است، حالا بگو سخن‌ران آن نشست، کسی مثل احمد شاکری باشد‎!‎

چند ساعت بعد از شرکت در نشست بالا:
رفتیم به این نشست و از بیانات و رهنمودهای جناب استاد احمد شاکری، حظّ وافر بردیم. به نظرم حافظ است که گفته:
جای آن است که خون موج زند در دل ِ لعل      زین تغابن که خزف می شکند بازارش!
و باز انگار همو گفته که:
معرفت نیست در این قوم، خدا را سببی          تا بَرَم گوهر خود را به خریدار دگر!
به هر حال هر کس که از تهران تشریف بیاورند در روستای ما - استان چهارمحال و بختیاری - از تهران آمده است دیگر و به هر حال خیلی «چیز» می داند. بر ماست که مانند بَبَعی! بنشینیم و گوش کنیم!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 22:8  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش داستان‌نویسی 21 آبان‌ماه 88 / شیدای حیدری

درود. این گزارش نشست داستان‌نویسی خانه‌ی هنرمندان شهرکرد در 21 آبان‌ماه 1388 است، که خانم شیدای حیدری، زحمت نوشتن آن را کشیده و تقریباً هم خوب از عهده برآمده‌ است! دستشان درد نکناد! در این نشست قرار بود طبق برنامه، خانم هاجر اللّه‌بخشی تحقیق و مقاله‌ای درباره‌ی همینگوی ارائه دهد که بی هیچ خبری اصلاً به نشست نیامدند و قطعاً با ایشان برخورد انضباطی خواهد شد همان گونه که تاکنون با دیگر اعضای کم‌کار و ... شده است!‏
ادامه‌ی مطلب را بخوانید.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 22:49  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

موضوع تحقیق و مقاله

درود. چند تا داستان و گزارش و تحقیق و این چیزها! در نوبت نشر هستند. کار و گرفتاری و مقاله‌نویسی و این چیزها! زیاد است. می‌دانید که من هم، تا متنی را آن طور که دوست دارم (و درست و علمی هم همین است)، ویراسته نکنم (البتّه از نظر فنّی و ظاهری و صفحه‌آرایی! همان چیزهایی که تقریباً هیچ کس برایشان ارزشی قائل نیست و هر چه هم «روشن‌فکرتر و پست‌مدرن‌تر» و این‌ها! بی‌توجّه‌تر!!!)، آن را در وبلاگ نمی‌گذارم. اندکی صبر، حلوا سازیم!!!‏
آقای احمد مولوی زحمت کشیدند و خواسته‌ی من را با لطف بسیار به جا آورده و برای هر یک از اعضای نشست داستان‌نویسی، موضوعی را مشخّص کرده‌اند تا درباره‌ی آن، تحقیقی و مقاله‌ای در نشست ارائه دهند، بعد آن را در وبلاگ بگذاریم و اگر هم خیلی خوب بود، برای چاپش در مجلّه‌ای اقدام کنیم. البتّه تقریباً یکی – دو ماهی حوصله به خرج دادم و انتخاب موضوع را به عهده‌ی خود اعضا گذاشتم، امّا دیدم انگار طبق یکی از خُلقیّات شریف ما ایرانیان! تا اجباری در کار نباشد، کار به سامان نمی‌رسد! البتّه برخی موضوعی را انتخاب کردند امّا چون همه با هم یک‌دست و هم‌آهنگ نبودند، این کار را به آقای مولوی واگذار کردم. سه موضوع اوّل به خیر و خوشی انجام و در نشست ارائه شدند! مانده سایر موضوعات که به شرح زیر است:‏

‎  30/7/88 ‎‏ خانم محمّدی‌زاده: بیژن نجدی
  7/8/88  خانم کبیری: صادق هدایت
‎  14/8/88 ‎آقای مولوی: هاروکی موراکامی‏
‎  21/8/88 ‎ خانم الله‌بخشی: داستان مینیمال‏
‎  28/8/88 ‎خانم رحمانی: رئالیسم‏
5/9/88 ‏  خانم صیّادی‌فر: رئالیسم جادویی‏
12/9/88  ‏ خانم طاهریان: داستان لحظه‌ای
19/9/88  ‏ خانم غلامی: سیمین دانش‌ور
26/9/88 ‏  خانم بیگی: سیّال ذهن در آثار ویرجینیا وولف
3/10/88 ‏  خانم حیدری: لحن‏
‎  10/10/88 ‎آقای خاکیان: شخصیّت در داستان
‎  17/10/88 ‎خانم ملک‌شعبانی: گونه‌های داستان کوتاه ‏
‎  24/10/88 ‎خانم قاسمی: داستان مینیمال و شخصیّت‌پردازی

البتّه شاید می‌شد ده‌ها جور دیگر هم برای اعضا، موضوعاتی انتخاب کرد و چشم‌اندازها و اهداف دیگری را هم در نظر گرفت و چه و چه! امّا مهم این بود که این کار صورت بگیرد و آغاز شود و دوستان به طور جدّی درباره‌ی داستان و حواشی آن کار کنند. دوستانی که نامشان در فهرست بالا نیست و دوست دارند چیزی بنویسند، در بخش نظرها یادداشتی بگذارند. پیش‌نهادهای شما را می‌شنویم!‏
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 12:56  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 14 آبان‌ماه 88 / خانم رحمانی

درود. کم پیش آمده است که کسی از اعضای انجمن داستان ما، به این زیبایی گزارش نشست را جان‌دار و پرمایه ارائه کند و به‌تر است بگویم: اصلاً پیش نیامده است! خانم رحمانی در نهایت دقّت و پاکیزگی و حوصله‌داری، این گزارش را نوشته است. از سایر اعضا خواهش دارم که به این شکل متعهّدانه، گزارش‌هایشان از نشست را آماده کنند. با سپاس ویژه از خانم رحمانی، شما را به خواندن گزارش نشست 14 آبان‌ماه 88 در ادامه‌‌ی مطلب فرامی‌خوانم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 21:44  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 7 آبان 88 / محبوبه‌ي علي‌رضايي

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 7 آبان 88 بیاید و قرار بود سرکار خانم محبوبه‌ي علي‌رضايي این گزارش را بنویسد امّا خب ایشان که از اعضای تازه‌ي انجمن هستند و گرفتار بچّه داری و خانه داری و سنّ و سالی نیز از ایشان گذشته،  نیامدند و گزارش هم نوشته نشد! ای کاش دیگران هم مشکلات ایشان را داشتند و تشریف نمی آوردند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:34  توسط غلام‌رضای صفّار 

پری سای رحمانی / دختر پرتقالی

درود. نوشته‌ی زیر درباره‌ی دختر پرتقالی (و دنیای سوفی) است که خانم رحمانی، با زیبایی آن را نوشته است. ضمن سپاس‌گزاری از ایشان، ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:5  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست داستان 30 مهر 88

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 30 مهرماه 88 بیاید و قرار بود  محمّد‌رضاي سجّادي این گزارش را بنویسید اما خب نیامد و گزارش هم نوشته نشد!!! زور که نیست! هست؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 0:29  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

هاجر الّله‌بخشی / بادباک‌باز و هزار خورشید تابان

درود. این گزارش و شاید به‌تر باشد بگویم: نقد و بررسی و مقایسه‌ی دو رمان از خالد حسینی (بادباک‌باز و هزار خورشید تابان) است که خانم هاجر الّله‌بخشی با دقّت خوبی آن را تهیّه کرده است. با سپاس‌گزاری از ایشان، شما را به خواندن آن در ادامه‌ی مطلب دعوت می‌کنم. نقد فراموش نشود.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 11:10  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گل‌شن جعفريان / لیدی ال

درود. این گزراش رمان «لیدی ال» است که خانم گل‌شن جعفريان آن را تهیّه و کتاب را معرّفی کرده است. نقد فراموش نشود.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید لطفاً.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 10:35  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

احمد مولوی / گزارش نشست 23 مهر 88

درود. این گزارش نشت داستان‌نویسی پنج‌شنبه بیست و سوم مهرماه هشتاد و هشت است. آقای مولوی زحمت آن را کشیده‌اند. مثل داستان‌هایش کوتاه و مختصر است! ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 13:37  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

ز کارها که کنی شعر حافظ از بر کن!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 5:37  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش نشست 16 مهر 88 / علی صفری

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 16 مهرماه 88 بیاید و قرار بود علی صفری این گزارش را بنویسد امّا خب جناب ایشان هم نیامد و گزارش هم نوشته نشد!!! باز هم زور که نیست! هیچی در ایران عزیز زور نیست! هست؟! باز هم یک فقط دیگر: یادآوری این نکته لازم است که تاریخ نوشتن گزارش نشست ها از چند ماه پیش برای هر کس تعیین شده بود و در همین وبلاگ نیز آمده است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 23:4  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش نشست 9 مهر 88 / مریم غلامی

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 9 مهر 88 بیاید و قرار بود مریم غلامی این گزارش را بنویسد، اما خب نیامد و گزارش هم نوشته نشد!!! چه می شود کرد؟! باز هم زور که نیست! به نظر شما هست؟! و باز هم فقط یادآوری این نکته لازم است که تاریخ نوشتن گزارش نشست ها از چند ماه پیش برای هر کس تعیین شده بود و در همین وبلاگ نیز آمده است! زنده باد تعهّد!
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 18:35  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش نشست 2 مهر 88 / حسین قطره

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 2 مهر 88 بیاید و قرار بود آقای حسین قطره این گزارش را بنویسد، اما خب نیامد و گزارش هم نوشته نشد!!! چه می شود کرد؟! باز هم زور که نیست! فقط یادآوری این نکته لازم است که تاریخ نوشتن گزارش نشست ها از چند ماه پیش برای هر کس تعیین شده بود و در همین وبلاگ نیز آمده است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:18  توسط غلام‌رضای صفّار 

گزارش نشست 26 شهریور 88 / شيمای مبینی

درود. این جا قرار بود گزارش نشست داستان 26 شهریورماه 88 بیاید و قرار بود شيمای مبینی این گزارش را بنویسید اما خب نیامد و گزارش هم نوشته نشد!!! باز هم زور که نیست! هست؟! فقط یادآوری این نکته لازم است که تاریخ نوشتن گزارش نشست ها از چند ماه پیش برای هر کس تعیین شده بود و در همین وبلاگ نیز آمده است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:18  توسط غلام‌رضای صفّار 

هاجر اللّه‌بخشی / من به تو قول می‌دهم

درود. «من به تو قول می‌دهم»، نخستین داستان – شاید به‌تر باشد بگویم: نوشته‌ای که می‌خواسته داستان بشود – از خانم اللّه‌بخشی است که در نشست داستان خوانده شد و به خواست خودشان، اکنون برای خواندن و تقد شما دوستان به روی وبلاگ می‌آید. راه‌نمایی کنید لطفاً.
ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 23:40  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 19؛ 6؛ 88 / پروین کبیری

درود. اين هم نوعي گزارش‌نويسي است! جدولي و جمع و جور! خانم پروين كبيري نوشته. نكته: خانم كبيري،‌ خيلي «استاد استاد» كرده! زياد جدّي نگيريد لطفاً. هر چه يادآوري مي‌كنم، نگويند، بيش‌تر مي‌گويند!  به خاطر همین گزارش جدولی مجبور شدم قالب وبلاگ را عوض کنم تا جدول کامل نمایش داده شود! نظر بدهيد. ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 11:53  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست 12؛ 6؛ 88 / خاکیان

درود. گزارش آخرین نشست داستان (12/6/88) را بخوانید. از آقای خاکیان برای نوشتن آن سپاس‌گزاری می‌کنم. به‌تر نوشته‌اند امّا می‌توانند بسیار به‌تر از این بنویسند. امیدوارم گزارش‌هایی که دوستان می‌نویسند، به‌وقت‌تر به من برسد! ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 0:18  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

دعوت به مهمانی2 کشکول شعر...

درود. با مطلبی درباره‌ی شعر و شاعری‌های اخیر در مجلس، در وبلاگ شخصی خودم «ناگهان‌های بی‌سببی» جویای اندیشه و نقد شمایم. بفرمایید. این جا را کلیک کنید. کشکول شعر شاعران مجلس ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 11:21  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

به‌روز صادقي هفشجاني / يه کانن نيمه‌حرفه اي با نيم نمره گارانتي

درود. داستان زير از آقاي به‌روز صادقي هفشجاني است كه در نشست چند هفته پيش خواندند و مفصّلاً نقد شد. سرجمع داستان خوبي است. بخوانيد و اگر دوست داشتيد، نقد كنيد! شايد بعداً خودم نظرم را نوشتم! ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:35  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش 5شهريورماه 88 / مرضيّه‌ي محمّدي‌زاده

درود. اين گزارش نشست 5شهريورماه 88 است كه خانم محمّدي‌زاده آن را نگاشته‌اند. بخوانيد و اگر انتقادي بود، بيان كنيد. ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:31  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

پري‌ساي رحماني/بيگ بوي خانه را ترک مي کند.

درود. گزارشي كه مي‌خوانيد از خانم پري‌ساي رحماني است درباره‌ي كتابي با نام "بيگ بوي خانه را ترک مي کند." از ريچارد رايت. بخوانيد و لذّت ببريد و نقد كنيد. ادامه‌ي مطلب را بخوانيد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:25  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

علی اصغر قائدی / رعد

درود. داستانی دیگر از علی‌اصغر قائدی برای خواندن می‌گذرام. این داستان و نویسنده‌اش را از نقد و نظر خود بی‌نصیب نگذارید! بدرود.‏ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:48  توسط غلام‌رضای صفّار  | 

گزارش نشست29/5/88 صفری

درود. این گزارش انجمن داستان خانه‌ی هنرمندان شهرکرد در تاریخ 29؛ 5؛ 88 است. نوبت نوشتن گزارش بر عهده‌ی علی اصغر قائدی بود که به علّت پاره‌ای از مشکلات! نتوانست در این نشست باشد و زحمت نوشتن گزارش را دوستش علی صفری کشید. بار نخست است که گزارش می‌نویسد و کمی و کاستی‌هایی دارد که مهم‌ترینش کلّی‌گویی است! امیدوارم گزارش‌های بعدی‌اش به‌تر باشد! آن را با ویرایش من که طبق معمول کلّی وقتم را گرفت، بخوانید!‏

ادامه‌ی مطلب را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 19:56  توسط غلام‌رضای صفّار  |